وجه تسميه :

وجه تسميه نشتيفان به علت شدت بادهاي موسمي در اين روستا است و لااقل شش قرن است که به اين نام خوانده مي شود و چون در معرض طوفان هاي بسيار شديد بوده و در ابتدا به آن « نيش طوفان » و کمي بعد « نشتيفان » و هم اکنون نشتيفان مي گويند .

همچنين يکي ديگر از علل اين نامگذاري بعلت آسياب هاي بادي فراواني است که در آن وجود دارد که به فرم وفن ويژه اي ساخته شده است که مطئناً از ابتکارات صنعتي همين مردم مي باشد . آسياب هاي موجود که نمودار کامل يک صنعت ناوابسته اين ديار مي باشند داراي قدمتي ديرينه است . حداقل مردهاي کهن سال اين شهر ياد نمي دهند که اين آسيابها در زمان آنان ساخته شده باشد و صاحبان آنها اظهار مي دارند که از طريق ارث از پدرانشان مالک آن ها شده اند .

موقعيت جغرافيايي :

نشتيفان با طول جغرافيايي َ10 و 60 و عرض جغرافيايي َ26 و 24 در فاصله 20 کيلومتري شهرستان خواف در حاشيه اراضي پست که به کوير منتهي مي شود در شيب ملايم يکي از آبرفتهاي رود کال شور قرار دارد .

از شمال به کوههاي باخرز و از جنوب به روستاب بياس آباد ، محمد آباد ، بهدادين و از شرق به روستاي برآباد و شهر سنگان و از غرب به اراضي کلاته ها منتهي مي شود .

محدوده قانوني آن بر اساس نقشه ترسيمي 8/14239 هکتار ، مساحت منابع آن 05/138339 هکتار و بقيه آن به ميزان 742/400 مستثنيات قانوني مي باشد .

فاصله نشتيفان از مرکز استان km 317 و فاصله آن تا مرز افغانستان km 30 است .

جاده تربت حيدريه – تايباد از فاصله 4 کيلومتري شمال نشتيفان مي گذرد .

در سه راهي نشتيفان جاده قاين از آن جدا مي شود . منطقه مسکوني روستا در 3 تا 4 کيلومتري اين جاده قرار دارد و اين تنها جاده آسفالته ي است که از کنار نشتيفان مي گذرد و در واقع راه ورودي آسفالت روستا است .

 

 

 

آب و هوا :

نشتيفان به علت قرار گرفتن در حاشيه کوير و بارندگي بسيار کم از آب و هواي گرم و خشک برخوردار است .

تابستان هاي آن طولاني و سوزان و همراه با بادهاي موسمي 120 روزه و زمستانهاي آن سرد و خشک است . ماه تير گرم ترين ماه سال است و از اوايل آذر هوا کم کم روبه سردي مي گرايد و در بهمن سردي هوا به بيشترين حدش مي رسد . ميزان بارندگي سالانه بين 100 تا 200 ميليمتر نوسان مي کند .

مشخصات اقليمي دما :

هوا در زمستان بيشتر اوقات معتدل است و فقط اندکي از فصل سرما در اين منطقه سرد و يخبندان مي شود . و معمولاً شيبهاي زمستاني سرد و خشک و روزها معتدل است . تابستان هاي آن گرم و سوزان که گاهي درجه حرارت به 50 درجه سانتيگراد مي رسد و اگر بادهاي 120 روزه نبود گرماي اين منطقه طاقت فرسا بود . اختلاف درجه حرارت در زمستان 7 درجه سانتي گراد زير صفر تا 20 درجه بالاي صفر مي رسد . و در تابستان ها اين اختلاف درجه گاهي از 5 درجه بالاي صفر تا 27 درجه بالاي صفر در تغيير است .

 

بادها :

بدليل اهميتي که آسيابادها در گذشته در معيشت مردم داشته است توجه به بادها از اهميت خاصي برخوردار مي باشد . روستاي نشتيفان به لحاظ نحوه توسعه خود ( شمال غرب – جنوب شرق ) دقيقاً عمود بر جهت وزش بادهاي 120 روزه قرار دارد . براي اين که بخش قديمي روستا نسبت به ديگر سطوح اطراف تا حدي پست تر است ، بادهاي شمال شرقي از سرعت بيشتر در حاشيه روستا برخوردار مي شوند که تاثير زيادي بر انرژي کسب شده از سوي آسيابادها مي گذارد .

مهمترين بادهايي که به نظر مردم روستا شناخته شده مي باشد عبارتند از : بادهاي 120 روزه ( شمال شرقي ) : اين بادهاي معروف که اهالي به آن ها باد کوه يا سياه باد مي گويند . بدليل چرخش آسيابادها در گذشته از اهميت زيادي برخوردار بوده است . باد 120روزه سيستان در دوره گرم سال يعني از 15 خرداد تا 15 مهر ماه به مدت 120 روز از ارتفاعات شمال شرقي ايران به سرزمينهاي جنوب شرقي ايران مي وزد که تاثيرات عمده از خود برجاي مي گذارد .

مشخصه اصلي اين بادها يعني تداوم زياد و سرعت ، بهره گيري از اين باد را امکان پذير ساخته است . سرعت زياد که گاهي 120 کيلومتر در ساعت مي رسد نيروي زيادي ايجاد مي کند که در صورت مهار آن انرژي زيادي در اختيار مردم قرار مي گيرد . آسيابادها بر همين مبنا ايجاد گشته اند تا علاوه بر نشان دادن توانايي هاي بشر مشکلات زندگي او را کاسته و آرامش و آسايش او را فراهم سازد . به هر جهت مهمترين و پر اهميت ترين جريان هوايي در منطقه همين بادهاي 120 روزه است که همه زواياي زندگي ساکنين اين منطقه را تحت تاثير قرار داده است .

بادهاي فراه ( فره ) : از طرف شرق مي وزد و بادي است ملايم و مفيد که در زمستان سبب گرمي و لطافت هوا مي شود و به بادهاي باران آور معروف است .

باد نيشابور : چون جهت وزش اين بادها از طرف نيشابور است به باد نيشابور معروف است . وزش اين باد از سمت شمال به جنوب است که موجب سردي هوا و پراکندگي ابرها و کم بارندگي در منطقه مي گردد . وزش اين باد همراه سرماي خشک و طاقت فرسا است .

بادهاي جنوب غربي : بادهايي مفيد بوده و باران آور مي باشد .

باد گاوبند : از شمال مي وزد و بادي خنک و سرد است .

باد کوه : اين باد در فصل زمستان از سمت شرق به غرب است و چون از کوه مي وزد باد سرد و سرمازايي است . گاهي که شدت اين بادها زياد مي شود به سيه باد مشهور است .

ميزان بارندگي :

نشتيفان به علت واقع شدن در حاشيه کوير و منطقه کم باران ايران از ميزان بارندگي کمي برخوردار است . و اين بارندگي بيشتر به صورت باران بوده و به ندرت در اين منطقه شاهد باريدن برف هستيم و اگر هم ببارد خيلي اندک است . ميزان بارندگي سالانه بين 100 تا 200 ميليمتر است .

 

 

علايم بارندگي و حرکت ابرها

هر گاه در اين منطقه ابر سياه از سمت قبله يعني غرب و يا از سمت جنوب حرکت نمايد بارندگي بوجود مي آيد و لذا هيچ وقت ديده نشده است که ابر سياه و تيره از طرف شمال و يا شرق حرکت نمايد و بارندگي به وجود نياورد .

تعيين ميزان خشکي :

ميزان خشکي را چنان چه بخواهيم با فرمول کوپن    kopen محاسبه مي کنيم ( P ميزان بارندگي و r انتشار و شدت بارندگي در فصول مختلف و t ميزان درجه حرارت ساليانه بر حسب درجه سانتيگراد مي باشد . ) وضعيت مقابل بدست مي آيد .

بنابر اين ضريب خشکي شهر عدد 12/0 مي باشد . با توجه به اين که هر قدر ضريب خشکي کمتر باشد ناحيه خشک تر خواهد بود . بنابراين آب و هواي نشتيفان خشک است . با فرمول مارتين ( فرمولي در جغرافيا ) عدد 5/8 به عنوان خشکي بين 5 تا 10 باشد معرف آب و هواي بياباني است . به هر حال با هر دو فرمول نشتيفان را با آب و هواي بياباني مي توان معرفي کرد .

بررسي فشار هوا

فشار هوا در فصل سرد 9/143 ميلي بار است که حداکثر فشار در نيمه اول آذر ماه ، 684 ميلي بار است و کمترين ميزان فشار در تير ماه است که 7/56 ميلي بار است . بطور کلي مي توان گفت که متوسط درجه حرارت 5/8 درجه سانتيگراد و حداکثر مطلق رطوبت 69 درجه سانتي گراد است و حداقل رطوبت 5/5 درجه سانتيگراد است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ريخت شناسي ;

نشتيفان را مي توان از نظر ريخت شناسي و شکل خارجي و نحوه استقرار مساکن جزء روستاهاي با مساکن مجتمع دانست . در واقع بافت قديم را مي توان جزء روستاهاي با مساکن مجتمع و از نوع فشرده و توده اي دانست که در يک محوطه نسبتاً محدود با کوچه هاي پيچ در پيچ که همگي به مرکز روستا که همان مسجد جامع است راه دارند . به علت تمرکز در قسمت محدود و اينکه مردم به دليل عدم امنيت مي خواسته اند نزديک به هم باشند . بافت قديم از خروجي ها به منطقه مسکوني قابل کنترل بوده است . شايد بتوان بافت قديم را قلعه اي شکل تصور کرد ولي آن چه مسلم است اين که نشتيفان هيچ وقت حصار و دروازه نداشته است . بلکه مساکن به نحوه به هم فشرده بوده اند که مي شود آن را مثل دژي محک در نظر گرفت .

بافت جديد مساکن به شکل طولي در امتداد رودخانه بازه آب و رودخانه زير باغ ها و جاده هاي آسفالته خواف به قاين و تايباد به قاين قرار دارد . کل اراضي کشاورزي در جنوب و با فاصله کمي از منطقه مسکوني قرار گرفته اند . در حال باز هم شکل شهر نشتيفان در حال تغيير است .

جمعيت شناسي

لزوم مطالعه چيست : آگاهي بر ويژگي هاي جمعيتي مانند توزيع ، تراکم ، ساختمان ، ميزان شهر نشيني و روستا نشيني ، مرگ و مير ، مهاجرت ، فعاليت ، اشتغال ، بيکاري و .... در طرح برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي به منظور جهت گيري سياست هاي ملي از اهميت ويژه اي برخوردار است و طراحان برنامه هاي مملکتي ناگزير از توجه به روابط متقابل موجود ميان متغيرها هستند که در تحول اقتصادي و اجتماعي تاثير مي گذارند . شايد مهمترين متغيري که در برنامه ريزي ها به عنوان مبناي محاسبات در نظر گرفته مي شود ، جمعيت و دگرگوني هاي آن در گذشته و حال و پيش بيني تحولاتش در آينده است ، بنابراين دستيابي بر اين کميتها و تناسبها و تعيين دقيق حرکات و نوسانات ساختمان جمعيت و علل آن جهت تنظيم برنامه ها توسعه اقتصادي و اجتماعي لازم و ضروري است .

تعداد جمعيت : جمعيت نشتيفان بر طبق سرشماري 1345 ، 2347 نفر و در سال 1355 ، 2680 نفر و در سال 1365 ، 5690 نفر بوده است و با توجه به اين ارقام مي توان گفت که جمعيت نشتيفان از سال 1345 تا 1355 در فاصله 10 سال به تعداد 333 نفر اضافه شده است . بنابراين ميزان رشد جمعيت 21/1 درصد مي باشد و رشد جمعيت در طي اين 10 سال طبيعي بوده است .

در سال 1365 جمعيت به 5690 نفر مي رسد ، يعني افزايش جمعيتي معادل 3010 نفر بوده است که ميزان رشد آن 8/7 درصد مي باشد . اين رشد جمعيت غير طبيعي بوده و مي توان براي آن علت ذکر کرد :

1)   بهبود وضعيت بهداشتي که مرگ و مير را کاهش داده و از طرفي مي توان ديدگاه تشويقي اوايل انقلاب نسبت به تعداد فرزندان را عنوان کرد .

2)   از نظر فرهنگي – مذهبي نيز ، مردم منطقه فرزند را هديه خدا مي دانند و کنترل مواليه را بر خلاف اعتقادات ديني خود مي دانند . بنابراين هيچ کنترلي بر مواليه در دوره مورد بحث وجود نداشته است .

3)  ورود مهاجرين افغاني : که کم کم در روستا زياد شدند و علت آن را مي توان مذهب مشترک و نزديکي به مرز عنوان کرد .

برآورد جمعيت نشتيفان در سال 1372 ، 5247 نفر بوده که کاهش جمعيتي معادل 433 نفر داشته است . نرخ شديد جمعيت 15/1 درصد بوده است . علت اين کاهش جمعيت کنترل مواليه نبوده است . زيرا هنوز ضرورت کنترل مواليه در مردم نشتيفان احساس نمي شد . بنابراين علت رشد منفي جمعيت را مي توان برگشت مهاجرين افغاني به وطن خود دانست .

در سال 1375 جمعي 5707 نفر بوده است . يعني با نرخ رشد 84/2 درصدي ، 460 نفر در مدت 3 سال اضافه شده است و علت اين رشد جمعيت را مي توان بالا رفتن سطح بهداشت و عدم کنترل مواليه دانست . در سال 1377 جمعيت به 5917 نفر رسيده است يعني با رشد جمعيت 83/1 درصد اضافه جمعيتي معادل 211 نفر را داشته که همچنان رشد جمعيت را نشان مي دهد . در سال 1378 شاهد جمعيت 6000 نفري با نرخ رشد 20 درصدي مي باشيم و در سال 1379 جمعيت به 6147 نفر رسيده که نرخ رشد جمعيت 88/1 درصد بوده است و از نرخ رشد بالايي برخوردار بوده است . همچنين افزايش جمعيت در سال 1380 يعني 6288 نفر با نرخ رشد 09/2 درصد را شاهد بوديم . در سال 1381 جمعيت نشتيفان به 6385 نفر رسيده که کاهش نرخ رشد 25/0 درصدي را نسبت به سال قبل . اين کاهش نرخ رشد مي تواند به علت کنترل مواليه باشد و طبق آخرين آمار حدود 57 درصد زنان شوهر دار ( 49 – 15 سال ) وسايل تنظيم رشد خانواده استفاده مي کنند . که خود مي تواند تاثير زيادي بر کاهش جمعيت در آينده داشته باشد . چنانچه در ابتداي سال 82 جمعيت نشتيفان به 6445 نفر رسيده است که نسبت به سال گذشته فقط 60 نفر اضافه شده نرخ رشد جمعيت به 62/1 درصد رسيده که حدود 2/0 درصد کاهش نرخ رشد را داشته ايم . البته نبايد مهاجرت خانواده هاي جوان را نيز از نظر دور داشت .

تعداد و اندازه خانوار : جمعيت شناسان و صاحب نظرات علوم اجتماعي در تعريف خانوار مي گويند يک واحد آماري است با ويژگي هاي اجتماعي – اقتصادي معين مرکب از افرادي که در اين کانون زندگي مي کنند . ( وحدت زندگي ) زير يک سقف مي خوابند . ( وحدت محل سکونت ) هم خرج هستند . ( وحدت بودجه ) و دور يک ميز يا سفره غذا مي خورند .

منظور از بعد يا حجم خانوار در پژوهش هاي جمعيتي تعدادي از افراد که به طور رسمي يا شرعي جزء يک خانوار محسوب مي شوند يکي از شاخه هاي اندازه گيري بعد خانوار ميانگين حجم خانوار است که تقسيم جمعيت کل يک جامعه در زمان معين بر تعداد کل خانوار دست مي آيد .

داده هاي آماري موجود نشان مي دهد که تعداد خانوارهاي ساکن در نشتيفان در سال 1345 ، 467 و در سال 1355 ، 537 خانوار بوده است . ابعاد خانوار در اين دو سال 4/4 و 1/4 نفر بوده است که در طي 10 سال 109 خانوار به اين جمعيت اضافه شده است و 3/0 درصد کاهش داشته است . علت را مي توان در عدم وجود امکانات بهداشتي و مرگ و مير زياد کودکان دانست . در سال 1385 تعداد 1087 نفر در نشتيفان وجود داشته و بعد خانوار به 2/5 نفر رسيده و در طي اين 10 سال 441 خانوار اضافه شده که علاوه بر افزايش تعداد خانوار افزاي بعد خانوار به تعداد 1/1 نفر را داشته ايم . علت اين افزايش روي آوردن مهاجرين افغاني به نشتيفان بوده است و علت افزايش بعد خانوار را مي توان بالا رفتن سطح عمومي بهداشت دانست . علاوه بر آن خانواده هاي افغاني از جمعيت بيشتري نسبت به افراد شهر برخوردار بوده اند و در بين آن خانواده هاي افغاني از جمعيت بيشتري نسبت به افراد شهر برخوردار بوده اند و در بين آن ها نظام چند همسري به شدت وجود داشته که خود مي تواند بر افزايش بعد خانوار تاثير گذار باشد . در سال 1372 کاهش تعداد و افزايش بعد خانوار شهر را شاهد بوده ايم . تعداد خانوار 918 و بعد خانوار 7/5 نفر بوده است . که علت کاهش تعداد خروج مهاجرين افغاني و علت افزايش 5/0 نفري بعد خانوار ، پيشرفت روز افزون امکانات بهداشتي بوده است .

در سال 1375 تعداد 33/1 خانوار با بعد 03/5 نفري در هر خانوار وجود داشته و در سال 1377 تعداد 1071 خانوار با بعد 52/5 نفر سکونت داشته اند . با توجه به آمار سال 1375 متوجه مي شويم که در طي دو سال 62 خانوار کم شده اما بعد تعداد خانوار همچنان افزايش مي يابد و علت آن را مي توان در نبودن کار و مهاجرت خانوارهاي جوان را دانشت .

در سال 1378 تعداد خانوار 1089 و بعد خانوار 5/5 بوده است که در مدت يک سال 18 خانوار بر تعداد خانوارهاي ساکن در شهر اضافه شده ايت و بالاخره در ابتداي سال 82 تعداد خانوارهاي ساکن در نشتيفان 1305 و بعد خانوار 93/4 نفر در هر خانوار بوده است که نسبت به سال 1378 تعداد 216 خانوار اضافه شده است . اما بعد خانوار به ميزان 57/0 نفر کاهش يافته که اين مي تواند نتيجه کنترل مواليه و تنظيم خانوار باشد . آنچه مسلم است بعد خانوار که همچنان در آينده کمتر خواهد شد .

« ميزان رشد جمعيت ، تعداد خانوار و بعد خانوار در سال هاي متفاوت »

سالهاي سرشماري

جمعيت

تعداد خانوار

بعد خانوار

ميزان رشد به درصد

1345

2347

537

4/4

-

1355

2680

646

1/4

21/1

1365

5690

1087

2/5

8/7

1372

5247

918

7/5

15/1

1375

5707

1133

03/5

84/2

1377

5918

1071

52/5

83/1

1378

6000

1089

53/5

2

1379

6147

1108

54/5

88/1

1380

6288

1188

29/5

09/2

1381

6385

1256

08/5

84/1

1382

6445

1305

93/4

62/1

مرگ و مير : منظور از مرگ و مير مرگ هايي که در يک جامعه يا گروه اجتماعي در يک سال معين اتفاق مي افتد . مرگ انسانها از لحظه تولد و حتي پيش از آن شروع مي شود و با گذشت زمان قابليت ميرايي روبه افزايش مي رود . مرگ و مير را مي توان از فرمول مقابل محاسبه کرد :

تعداد واقعه مرگ و مير در سال مشخص

100 ×                                                                 = ميزان مرگ و مير

جمعيت ميانه همان سال

بر اساس آمار گيري شبکه بهداشت و درمان شهرستان خواف در سال 1381 تعداد مرگ و مير در شهر نشتيفان 11 نفر بوده است که با توجه به جمعيت ميانه همان سال 6385 نفر بوده است . ميزان مرگ و مير برابر 72/14 در 1000 نفر مي باشد . عمر متوسط در نشتيفان نسبت به شهرستان کمتر و ميزان مرگ و مير آن بيشتر است .

مهمترين علل مرگ و مير در نشتيفان غالباً بيماري عفوني و جراحات عميقي که از کارهاي سخت و طاقت فرسا است مي باشد . به تازگي به علت اين که تعداد زيادي از مردم از راه داشتن کاميون و رانندگي در جاده ها معيشت مي کنند تصادفات و حوادث رانندگي را مي توان يکي از عوامل مرگ و مير دانست .

بيشتر مرگ و مير به گروه سن 80 تا 84 سالگي ديده مي شود که رقمي حدود 84/153 در 1000 است و بعدا از آن بيشترين مرگ و مير در گروه سني کمتر از يک سال با رقمي حدود 28/51 در 1000 ديده مي شود .

مهاجرت

مهاجرت عبارت است از جابجا شدن دسته جمعي يا انفرادي انسان ها ، گاهي اين مفهوم را در بعد وسيع تر به کار مي برند و هر گونه تغيير محل اقامت فردي يا خانوادگي تعريف مي کنند .

مهاجرت پديده اي است که از پويايي جامعه حکايت مي کند . بر اثر مهاجرت بي رويه ناحيه مهاجر فرست با کمبود نيروي کار بويژه نيروي جوان و سازنده که قدرت خلاقيت و پذيرش نو آوري ها را داشته روبرو خواهد شد و در نتيجه آن ناحيه دچار رکود و عقب ماندگي خواهد شد . ناحيه مهاجر پذير که بيشتر شهرها مي باشند بر اثر ورود بيش از حد مهاجرين با افزايش بيکاري ، فقر ، زاغه نشيني ، اعتياد و انحرافات و مشکلات اجتماعي بيشمار روبرو خواهد شد .

پديده مهاجرت به دو صورت است : دائمي و موقت .

مهاجرت دائمي : در اين نوع مهاجرت افراد به قصد سکونت دائم محل اقامت خود را ترک مي کنند و در شهرها ساکن مي شوند . اين افراد بيشتر قشر جوان هستند که بعد از اتمام تحصيلات متوسطه به دليل نبودن شغل مناسب و امکانات کار ، براي يافتن کار دائمي رهسپار ديار غربت مي شوند . ولي بدليل وابستگي هاي شديد مذهبي – فرهنگي همچنان ارتباط خود را با محل اقامت اوليه حفظ مي کنند و به همين دليل به ندرت در نشتيفان برون همسري ديده مي شود .

مهاجرت فصلي يا موقت : اين مهاجرت که بيشتر در بين قشر کم بضاعت و جوانان محصل و همچنين معلمين ديده مي شود و آن ها به دليل ضعف بنيه مالي ( افراد کم بضاعت ) به مراکزي که درآمد بيشتر در آنها يافت مي شود مثل شهرهاي تهران ، مشهد ، کرج مي روند و در آنجا به کارهاي ساختماني ، ميوه چيني ، کار در رستوران ها و کارخانه ها مشغول مي شوند . بنابراين مهاجرت آنان در آغاز فصل گرم شروع مي شود و با شروع فصل سرما و بازشدن مدارس پايان مي يابد . البته بايد گفت که اين مهاجرت با کاهش چشمگيري روبرو است و علت آن نيز اين است که وضعيت مالي مردم بهبود پيدا کرده و کشاورزي نيز رونق گرفته است . مطالعات انجام شده در سطح شهر نشتيفان در ارتباط با مسئله مهاجرت مبين اين امر است که در دوره هاي مختلف آماري ، وضعيت مهاجرت آن متفاوت از هم بوده است و اصولاً دلايل اجتماعي و فرهنگي مهاجر فرست چنداني نداشته اند . حتي در دهه 55 – 1345 که روستاهاي کشور براي اصلاحات اراضي دچار دگرگوني هاي شديدي در نظام سنتي روستايي شده بود و با مهاجرت فرستي شديدي روبرو شده بودند . بدليل سيستم خرده مالکي حاکم بر اراضي نشتيفان ، اجراي اصلاحات اراضي تغيير چنداني را در روستا نتوانست بوجود آورد . اين مسئله همراه با ساختارهاي اجتماعي و بخصوص مذهبي از عوامل اصلي عدم مهاجرت دائمي مردم روستا بوده است . در دهه 65 – 1355 با پيروزي انقلاب اسلامي همزمان با شروع جنگهاي داخلي افغانستان سبب سرازير شدن هزارها مهاجر به منطقه شده که گروهي از مهاجرين به دلايل مذهبي و اجتماعي در نشتيفان ساکن گرديدند . اين مسئله سبب بروز تحولات در اوضاع اقتصادي روستا شد که همراه با عوامل اجتماعي سبب کاهش مهاجرت آن شده است . در اين دوره با رواج فعاليتهاي خدماتي و افزايش درآمدها به تبع آن ، نشتيفان مهاجرت پذير نيز بوده است که عمدتاً از روستاهاي باغچه ، هرشي ، پشت ساباد ، چشمه مزار نشتيفان آمدند . در اين سال ها که افاغنه هيچ گونه منبع درآمدي نداشتند اقدام به انجام فعاليت هايي از قبيل قاچاق مواد سوختني ، مواد مخدر ، پيله وري و ... نموده و از طريق درآمدهاي زيادي به نشتيفان سرازير شده که رونق بيش از حد آن را در بر داشته است .

اين فعاليتها دو نتيجه اقتصادي و اشتغال زايي را براي روستاييان به ارمغان آورده است . اولاً : گروهي از مردم بيکار روستا جذب اين فعاليت ها شده اند و ثانياً عده اي از مردم در قالب فعاليت هاي خدماتي مشروع و قانوني به ارائه خدمات به آن ها مي پرداختند . همين دو عامل سبب کاهش بيکاران ، افزايش نسبي رفاه اقتصادي و جلوگيري از مهاجرت در سال 1372 گرديده است حتي عده اي از طريق همين درآمدهاي انباشته شده اقدام به سرمايه گذاري در امور حمل و نقل و کشاورزي نموده اند که تا مدتي از مهاجرت روستاييان جلوگيري خواهد کرد . بازگشت افاغنه باعث کاهش درآمد روستا و رکود فعاليت هاي اقتصادي شد ولي باز هم عوامل اجتماعي و فرهنگي قدرتمند روستا مانعي جهت مهاجرت هاي گسترده و ملموس بوده است .

جمعيت فعال و وضع اشتغال

بنا به کنفرانس بين المللي آمارشناسان جمعيت فعال متشکل از زنان و مرداني است که نيروي آماده اي را براي توليد کالا و خدمات تشکيل مي دهند . بنا به تعريف جمعيت فعال افرادي را در نظر مي گيرد که از لحاظ اقتصادي داراي فعاليت سودمند هستند و به توليد ثروت و خدمات اقتصادي مي پردازند .

ميزان فعاليت عمومي از رابطه مقابل بدست مي آيد . 

جمعيت فعال

100 ×                                    = ميزان مرگ و مير

کل جمعيت

گفتني است که در نشتيفان کودکان زير 15 سال و جمعيت بالاي 65 سال و زنان به عنوان جمعيت فعال محسوب مي شوند . اما واقعيت اين است که هم اکنون نشتيفان به شهر تبديل شده که به تبع آن فرهنگ و آداب اجتماعي مردم نيز کم کم دگرگون مي شود . هم اکنون ديگر زنان روستا مشکل گذشته در فعاليت هاي اقتصادي شرکت ندارند و کار آن ها محدود به خانه داري و پرورش فرزندان شده است و محصلين هم فقط در تابستان به صورت جزئي در فعاليت هاي اقتصادي شرکت مي کنند . بنابراين جمعيت فعال کمتر از نصف در گذشته شده است .

اقتصاد

منابع عمده درآمددر روستا ها و شهرهاي کوچک ايران از چهار طريق مي باشد :

1) زراعت     2) باغداري                         

3) دامداري و دامپروري و پرورش طيور                   4) صنايع دستي

منابع درآمد در نشتيفان بر پايه باغداري ، زراعت ، دامپروري ، حمل و نقل کالا ، تجارت و پرورش طيور و کارگري است .

کشاورزي

کشاورزي به مجموعه فعاليت هايي زراعي ، باغداري ، جنگلداري ، پرورش عسل ، ماهي ، طيور و کرم ابريشم اطلاق مي شود .

کشاورزي در نشتيفان بر پايه باغداري و زراعت ( به صورت ديم ) و پرورش طيور مي باشد .

اراضي قابل کشت محصولات کشاورزي بالغ بر 500 هکتار مي باشد که حدود 200 هکتار از اين اراضي آبي و حدود 300 هکتار اراضي زراعي ديم مي باشد .

عوامل توليد کشاورزي

عوامل توليد کشاورزي عواملي هستند که بدون آن ها امکان توليد محصول کشاورزي وجود ندارد .

اين عوامل عبارتند از : آب ، زمين ، نيروي انساني ( نيروي کار ) و بذر .

آنچه بيشتر کشاورزان را نگران مي کند کمبود آب است که در دهه اخير به علت کمي نزولات آسماني و خشکي بيش از حد هوا و وزش بادهاي 120 روزه سيستان در فصل تابستان از رطوبت کاسته شده و زمين ها توانايي لازم را براي کشت ندارند .

آب کشاورزي

آب مهمترين عامل کشاورزي در نشتيفان و مناطق کويري است همانطور که گفته شد نزولات آسماني بسيار کم است و منطقي بنظر نمي رسد که روز کشت سرمايه گذاري شود . بنابر اين مهمترين مناطق آب کشاورزي 5 قنات است که توضيحات مختصري درباره آن مي دهيم :

1.    قنات آب ده : پر آب ترين قنات نشتيفان است که از شمال روستا سرچشمه مي گيرد و پس از طي سه کيلومتر از مرکز روستا از کنار مسجد جامع شيخ زين الدين سر در آورده و مستقيماً وارد زمين هاي کشاورزي مي شود . داراي 6 اينچ آب است که عمق چاه 47 متر است . عمده ترين محصولات کشت شده در زمين هاي اين قنات توتون ، سير ، پسته ، گندم و شبدر ( براي علوفه دام است ) . سال به سال از کشت اين محصولات کاسته شده و جاي خود را به انواع نهال مي دهد .

2.   قنات مير اندام ( مير انداب ، مير انداو ) : اين قنات 5 اينچ آب دارد و عمق چاه آن بين 40 تا 45 متر و طول آن 3 کيلومتر مي باشد . همده ترين محصولاتي که در اراضي اين قنات کشت مي شود . انواع نهال است . شکل ( 1 – 2 ) و ( 2 – 2 ) نمايي از داخل سقاوه سو مربوط به اين قنات مي باشد .

3.   قنات شميران ( شمرو ) : اين قنات داراي 3 اينچ آب است . عمق مادر چاه آن 20 متر و طول آن 3 کيلومتر مي باشد . در اين قنات نهال از مهمترين محصولات کشاورزي است .

4.   قنات بهناب : مقدار آب اين قنات 5/2 اينچ است . عمق مادر چاه آن بين 45 – 40 متر و طول آن 3000 متر مي باشد . محصولاتي از قبيل توتون ، پنبه ، سير ، جو و گندم از محصولات اين قنات است .

5.   قنات پروندان : يکي ديگر از قنات هاي نشتيفان است . مقدار آب اين قنات 2 اينچ و طول آن حدود 3 کيلومتر و عمق مادر چاه آن حدود 35 تا 40 متر است . پنبه ، سير ، تنباکو و نهال محصولات اين قنات هستند .

نکته بسيار مهم در مورد قنات ها اين است که مقدار آب آن ها در طول سال ثابت نيست و از اين جهت مشکلاتي را براي کشاورزان ايجاد مي کنند .

زمين کشاورزي

نظام مالکيت : مالکيت زمين هاي کشاورزي در نشتيفان از قديم به صورت خرده مالکي بوده است و هر کس در قطعه زميني که دور آن حصار دارد کشت مي کرده است و متاسفانه بر اثر قوانين ارث اين زمين ها به مرور زمان کوچکتر  شده است . امروز ديگر کشت و کار زمين شخص اقتصادي نيست و اين مشکل با استفاده از نظام اجاره اي داراي حل شده است . يعني اين قطعات کوچک زمين که همگي از يک هکتار کمتر است به شخص اجاره داده مي شود و او با مديريت واحدي به کشت و کار مي پردازد . مبلغ اجاره هم با توافق طرفين تعيين مي شود . بنابراين با وجود خرده مالکي اصلاحات ارضي در نشتيفان انجام نشده و همچنين هيچ تغييري در نظام مالکيت زمين ايجاد نشده است .

جنس خاک : از نظر کشاورزي خاکهاي منطقه به دليل آب رفتي بودن مي تواند براي فعاليتهاي کشاورزي مناسب باشد . علت اصلي گسترش نهال کاري جدا از شرايط اقليمي شوري نسبت خاک منطقه است . لازم به ذکر است که در صورتي که آب مورد نياز تامين گردد زراعت و باغداري از بهره دهي بسيار خوب برخوردار خواهد بود . همچنين کشاورزان سالهاي متمادي زمين ها را شخم زده و به آن کودهاي حيواني افزوده اند و موجب اصلاح خاک شده اند که اين خود نشانه تلاش و زحمات زارعين را مي رساند که به استفاده از وسايل ابتدايي توانسته اند خاک کوير را به نهالستان هاي سرسبز تبديل کنند .

ماشين آلات و ابزار کشاورزي : قبلاً ذکر شد که زمين هاي کشاورزي به صورت قطعات حصار دار کوچکي است و بر اثر قوانين ارث روز به روز کوچکتر مي شود . بديهي است که نمي توان در اين قطعات کوچک از ماشين آلات مدرن استفاده کرد . بنابراين ابزار کشاورزي همان وسايل سنتي و قديمي هستند . علاوه بر آن کشاورزي نهال کار هيچ نيازي به استفاده از وسايل مدرن ندارند زيرا نيروي کار زياد است و مي تواند به نفع نيروي جوان و بيکار باشد . البته در زمين هاي ديم که وسعت زيادي دارند مثل نواحي ديگر ايران از ماشين آلات کشاورزي استفاده مي کنند .

محصولات کشاورزي :

1)   گندم و جو : سازگاري زياد گندم و جو سبب شده که کشاورزان نسبت به زراعت رغبت بيشتري از خود نشان دهند . گندم و جو مي تواند در دماي 55-35 درجه مقاومت کند . بنابراين با آب و هواي نسبتاً کويري نشتيفان نيز سازگاري کامل دارد . کشت گندم در گذشته با استفاده از آب  قنات و زمين هاي آبي صورت مي گرفته است . ولي با آمدن محصولاتي مانند پنبه و سير و رواج نهال کاري ديگر از زمين هاي آبي براي کشت گندم استفاده نمي شود و آن مقدار کمي هم که کشت مي شود براي علوفه دام ها و به صورت سبز استفاده مي شود . بنابراين کشت گندم و جو بيشتر به صورت ديم مي باشد و اگر بارندگي کافي باشد محصول خوبي هم نصيب زارعين مي شود .

2)   پنبه : از نظر سازگاري پنبه تحمل چنداني در مقابل سرما و يخبندان ندارد بنابراين سازرگاري کامل با مناطق گرم دارد ولي جاي زيادي مي گيرد و بهره دهي آن نسبت به فضاي اشغال شده و آب  مصرف شده کم است و با توجه به اين که زمين هاي قابل کشت نشتيفان قطعات کوچک است ، کم کم از کشت پنبه کاسته شده و جاي خود را به نهال داده است .

3)  سير : گياهي است که به آب زياد احتياج دارد و با آب و هواي گرم سازگاري دارد . سير در ده سال گذشته عمده ترين محصولي بوده که در باغ هاي نشتيفان کشت مي شده است ، اما قيمت سير ثابت نبوده و از اين لحاظ کشاورزان متضرر مي شدند و به همين علت از کشت آن کاسته شده است .

4)  زعفران : گياهي است که به آب زيادي احتياج ندارد و در سال دو تا چهار بار آبياري مي شود . البته همين آب  کم براي زعفران ضروري است و نمي توان زعفران را به صورت ديم کاشت . بنابراين کشاورزاني که قطعات زميني دارند که به علت کمي آب نمي توانند کشت کنند در آن به کشت زعفران مي پردازند .

5)  تنباکو ( توتون ) : گياهي است يکساله با ريشه اي راست و ساقه اين گياه ابتدا علفي و سبز رنگ و به تدريج سفت شده و نيمه چوبي و داراي بافت نازک و برگ هاي پهن مي باشد . اين گياه از لحاظ کشت در چند ساله اخير بعد از نهال و سير مقام سوم را داشته و از طرف شرکت دخانيات حمايت مي شده است .

6)   زيره : گياهي است با ساقه علفي و بسيار ظريف که به صورت ديم در نشتيفان کاشته مي شود و مقدار محصول آن بستگي به بارندگي در زمستان و اوايل بهار دارد . بندرت کشت زيره به صورت آبي ديده مي شود .

7)  نهال : کشت نهال به صورت تجاري که امروزه اقتصاد نشتيفان را رونق بخشيده است سابقه چنداني ندارد . اما قدمت کشت و پرورش نهال به صورت سنتي را مي توان چند صد سال دانست و اين را مي توان از عمر درختان کهن و سر به فلک کشيده موجود حدس زد . شايد عمده ترين دليل پرورش نهال در نشتيفان نخستين بار به خاطر کشت درختاني جهت جلوگيري از خسارت باد بود است و نتيجه مثبتي که از اين روش بدست آورده اند موجب تشويق مردم به ادامه اين کار شده است . عمده ترين دليل فقط در منطقه خواف وجود دارد و همين موضوع کاشت گونه هاي ديگر نهال را به خاطر همين تک گونه هاي اقتصادي و مقرون به صرفه کرده است . عمده ترين گونه هاي نهالي که در نشتيفان پرورش داده مي شود عبارتند از :

1-  کاج الدار ( کاج تهران ) : درختي است سوزني برگ و هميشه سبز با ارتفاع 20 – 30 متر ، سريع الرشد و با ميوه مخروطي که سه بهره برداري آن 80 سال مي باشد . موطن اصلي اين درخت دشت الهار جمهوري گرجستان مي باشد . البته بعضي معتقدند که اين درخت بومي همين منطقه است .

2-  کاج خمره اي و مخروطي ( کله قندي ) : درختاني سوزني برگ ، هميشه سبز ، هرمي و توپي شکل است و ارتفاع کمي دارند و رشد طولي نسبت کاج الدار بسيار است . نکته قابل ذکر و مهم در مورد اين دو گونه بومي بو.دن اين گياهان است . بطوريکه هر ساله از سراسر کشور و خارج از کشور براي خريد اين دو گونه نهال نشتيفان مي آيند . در واقع همين دو گونه ، اشتغال به نهال کاري را در اين منطقه مقرون به صرفه و اقتصادي ساخته است .

3- سرو : درختي چوبي ، سوزني برگ ، هميشه سبز با برگ هاي سبز روشن متمايل به زرد است . ارتفاع آن 18  تا 37 متر است . موطن اصلي اين گياه ايالت کاليفرنياي آمريکا مي باشد . اين گياه با آب و هوا و خاک منطقه سازگاري کامل دارد . از اين گياه بيشتر براي زيبا سازي فضاهاي شهري ، پارک ها و ميادين استفاده مي شود .

1.    سرو نقره اي ( سرو سيمين ) : درختي چوبي ، سوزني برگ و با برگهاي سبز متمايل به سفيد است . ارتفاع آن به 16 متر مي رسد . موطن اصلي آن آمريکاي شمالي است .

اين گونه در سال 1334 از کاليفرنياي آمريکا وارد ايران شد . و در باغ نباتات دانشکده کشاورزي کرج کشت گرديد . اين گونه را مي شود منفرد يا گروهي کاشت . از اين درخت بيشتر براي زيبايي حاشيه خيابان ها و پارکها استفاده مي شود .

2.   سرو ناز ( سرو شيرازي ) : درختي است چوبي و سوزني برگ ، هرمي شکل و هميشه سبز،ارتفاع آن به 15 تا 18 متر مي رسد . هموطن اصلي آن جنوب اروپا است .

3.   سرو خمره اي ( توپي ) درختي هميشه سبز با برگهاي پولکي شکل است . ارتفاع آن به 15 متر مي رسد . موطن اصلي آن شمال شرقي آمريکا مي باشد . از اينگونه در کشتزارهاي آفتاب رو کنار رودخانه ها ، تزيين فضاهاي شهري ، پرچين ها ، بادشکن ها و باغ هاي صخره اي استفاده مي شود ..

4-  گل رز : درخته اي داراي ساقه راست ، خزنده و تيغ دار است . گل ها مجزا يا در انتهاي شاخه مجتمع مي شوند . گل رز در حدود 1800 سال پيش در چين به نام رز چيني ساخته شد . دامنه رنگ گل رز از قرمز ، سفيد ، زرد ، پرتغالي ، به رنگهاي مختلف بنفش و ... مي رسد و ميوه نيز از تلقيح گلها بوجود مي آيد . رزها از طريق قلمه ، بذر ، پيوند شکمي ، پيوند انگليسي ، و اسکنه اي تکثير مي شوند  .

5-  بادام : اين گياه بومي آسياي ميانه و بخصوص ايران است که داراي جنگل هاي وسيعي از گونه هاي وحشي اين گياه هستند . وجود خاک سبک براي کشت بادام بسيار مورد نياز است .

6-  پسته : يکي ديگر از انواع نهال هايي است که در نشتيفان توليد مي شود و بعد از يک سال از خزانه خارج و به فروش مي رسد . پسته به مقدار کمي در نشتيفان محصول مي دهد و فقط نهال آن است که کشت و به فروش مي رسد .

7-  توت : يکي ديگر از محصولاتي که در نشتيفان کشت مي شود توت است . کشت درختان توت از ديرباز در اين منطقه مرسوم بوده است و از انواع مختلف اين گياه در نقاط ديگر منطقه قابل روئت است . ولي کشت تجاري توت به تازگي مرسوم شده است . انواع مختلف توت در نشتيفان پرورش داده مي شود مانند : توت ژاپني و توت مجنون که بيشتر جنبه تزئيني دارد و توت بخارايي و شاه توت که جهت مصرف ميوه غرس مي شود .

8-  عناب : عناب مصرف دارويي دارد و از دم کرده آن براي درد مفاصل و تنگي نفس استفاده مي شود .

9-   انار : از ميوه آن استفاده مي شود و چون باعث تصفيه خون مي شود بسيار مفيد است .

 

دامداري و دامپروري:

مراقبت و پرورش دام به منظور تهيه مواد غذايي و استفاده از قدرت کار آنها يا تهيه فرآورده هاي ديگر حيواني صورت مي گرفته است . امروزه بيشتر براي استفاده از گوشت و فرآورده هاي دامي به دامپروري مي پردازند و کمتر استفاده از نيروي کار حيوانات مطرح است . دامپروري مي تواند يکي از منابع مهم ثروت باشد و در شکوفايي يک منطقه نقش مهمي داشته باشد .

انواع دامپروري :

در ايران دامپروري عمدتاً به سه شکل ديده مي شود که عبارتند از :

1- دامپروري روستايي      2- دامداري متحرک        3- دامپروري به شيوه نوين

دامپروري روستايي : در اين روش دامپروري ، کشاورزان ضمن انجام عمليات کشاورزي ، تعدادي گوسفند و بز را به منظور تامين مصرف خانواده خود نگهداري مي کنند و فوايد حاصل از آن را به مصرف نيازهاي شخصي مي رسانند و مازاد را به فروش مي رسانند و از شير و روغن و گوشت پوست و پشم آن ها نيز استفاده مي کنند . در اين نوع دامداري گله هاي کوچک را هنگام بهار و تابستان در مراتع و چراگاه هاي اطراف و نزديک مي چرانند و در زمستان به آن ها علوفه خشک و جو مي دهند .

دامداري متحرک : منظور از دامداري متحرک آن است که دام ها در پي غذا و علوفه خود رم کنند . مانند دامداري ايلات و عشاير ، ميزان درآمد دامداران در اين نوع دامداري تابع ميزان علوفه و بارندگي است .

دامپروري نوين : در اين روش دام ها در محدوده اي حصار شده قرار دارند و با استفاده از مواد شيميايي و انواع داروها مراقبت مي شوند . در اين روش با استفاده از نژادهاي اصلاح شده و انواع داروها سعي مي کنند به بيشترين سود و کمترين تلفات در کوتاه ترين زمان دست يابند .

 

 

دامداري و دامپروري در نشتيفان

پرورش گوسفند و بز : آنچه در مورد دامپروري نشتيفان مي توان گفت اين است که پرورش دام به شيوه روستايي است . البته به تازگي روش صنعتي هم رو به رشد است . کشاورزان در کنار کارهاي زراعي و باغداري خود تعدادي دام هم در خانه ها نگهداري مي کنند و در پرورش آن ها از انواع خوراک هاي غني شده هم استفاده مي کنند . البته در اوايل بهار که دشت هاي اطراف از علوفه هاي کمي برخوردار است بصورت گله هاي کوچک اشتراکي دام ها را به دشت هاي اطراف مي برند و اين مراتع فاصله زيادي از نشتيفان ندارند . دام ها صبح به چراگاه برده مي شوند و غروب بر مي گردند . هدف از نگهداري گوسفند و بز به اين روش تامين گوشت خانواده و مصارف خانگي است که مازاد بر مصرف هم به فروش مي رسد .

پرورش گاو : پرورش گاو با دو هدف انجام مي شود . اول : بدست آوردن شير است که در خود شهر مصرف مي شود و مازاد به شهرستان خواف فرستاده مي شود . دوم : بدست آوردن گوشت به شيوه نوين است . در اين روش از مواد غذايي غني شده و داروهاي شيميايي و نژاد گوشتي خاصي استفاده مي شود که پس از حدود يک سال نگهداري به وزن مطلوب مي رسد و مي تواند يکي از منابع ثروت در آينده باشد .

پرورش طيور

پرورش طيور در نشتيفان شامل پرورش مرغ گوشتي و تخمي مي شود .

امروزه از تعداد مرغ هاي خانگي که براي توليد تخم مرغ نگهداري مي شده اند کاسته شده است و به جاي آن مردم به پرورش مرغ گوشتي روي آورده اند . پرورش مرغ گوشتي در يک مرغداري صنعتي که کمي جدا از محل سکونت است انجام مي شود . اين مرغداري ظرفيت 4000 قطعه مرغ را دارد . علاوه بر آن حدود 5/2 درصد از اهالي شهر به پرورش مرغ گوشتي مشغول مي باشند . آن ها با اجاره کردن مرغداري در نقاط مختلف مثل : تربت حيدريه ، نيشابور ، قوچان و مشهد به اين کار ادامه مي دهند .

حمل و نقل بار :

حمل و نقل بار در نشتيفان به گذشته هاي دور بر مي گردد . از قديم الايام مردم نشتيفان مردمي تاجر پيشه بوده اند و با استفاده از شتر بار و کالاهاي تجاري را به روستاها و شهرهاي دور و نزديک مي برند . آنها محصولاتي از قبيل نخود ،گندم ، جو ، پشم ، کرک ، ادويه ، قند و ... به مناطق همجوار و حتي مناطق دور دست مثل زاهدان ، زابل ، بندرعباس و حتي شهرهاي مرزي افغانستان و پاکستان مي بردند و محصولاتي از قبيل خرما و ساير مايحتاج نشتيفان و همچنين نيازمنديهاي ديگر نواحي همجوار را تامين مي کردند . به طوري که اقوامي که در گذشته کاروانهاي شتر داشته اند امروزه از بزرگ ترين کاميون داران هستند و در واقع نشتيفان امروزه همان نقشي را دارد که در گذشته داشته است . با اين تفاوت که در گذشته از شتر استفاده مي کرده و امروزه با پيشرفت تکنولوژي از کاميون استفاده مي کنند . اولين کاميون در سال 1330 وارد نشتيفان شد و در حال حاضر شهر نشتيفان با تعداد زيادي کاميون حرف اول را در حمل و نقل منطقه مي زند .

حدود 25 درصد از مردم نشتيفان از راه رانندگي و کاميون داري امرار معاش مي کنند . هم اکنون حدود 200 دستگاه انواع کاميون و تريلي در شهر نشتيفان وجود دارد . براي سازمان دهي وضع رانندگان ابتدا سه شرکت حمل و نقل به نام هاي طوفان کوير ، دل نمک و بهمن در نشتيفان شروع به کار کردند . اما فقط شرکت طوفان کوير توانست به کار خود ادامه دهد و هم اکنون تنها شرکت حمل و نقل فعال در نشتيفان است .

صنايع دستي

صنايع دستي به آن دسته از صنايعي گفته مي شود که محصولات آن حاصل هنر ، ذوق ، سليقه و ابتکار مردمي است که با الهام از فرهنگ ، سنت و هنر محلي با دست توليد مي گردد . و بر خلاف صنايع ماشيني در صنايع دستي توليد انبوه و يک شکل صورت نمي گيرد . در نتيجه توليد کننده اي که در صنايع دستي کار مي کند ، ابتکار ، خلاقيت و ذوق فردي او عامل اصلي در کيفيت کالاي توليدي مي باشد . نشتيفان نتوانسته است در صنايع نوين به پيشرفتي دست يابد . علت آن را مي توان در فقدام مديريت دلسوز و عدم وجود مواد اوليه دانست ، اما در صنايع دستي و در توليد قالي ، پارچه هاي کرباس ، طناب ، کوزه و تنور مشهور بوده است .

1-  قالي بافي : قالي بافي از جمله صنايع دستي است که از ديرباز به روش سنتي در نشتيفان رواج داشته و هم اکنون نيز قالي بافي هم چنان از مهمترين صنايع دستي در نشتيفان مي باشد . براي آن مي توان دو علت ذکر کرد . اولاً قالي بافي توسط زنان انجام مي گرفته و زنان در کنار خانه داري به قالي بافي مشغول بوده اند . اما بعد از انقلاب که اوضاع مدارس با فرهنگ اسلامي سازگار شد و دختران توانستند وارد مدرسه شوند از نيروي کار قالي بافي کاسته شد و هم اکنون فقط زنان خانه داري که شغلي در بيرون از خانه ندارند به اين کار مشغولند . ثانياً درآمد حاصل از قالي بافي آنقدر کم است که کار قالي بافي را غير اقتصادي کرده و تنها انگيزه اي که زنان را وارد به اين کار مي کند علاقه به هنر و گذران اوقات فراغت است .

2-  کرباس بافي : کرباس بافي در گذشته دور قبل از ورود پارچه هاي صنعتي در نشتيفان رونق خاصي داشته است . اما با ورود پارچه هاي صنعتي پارچه هاي سنتي ديگر نتوانستند رقابت کنند و از بين رفتند . مواد اوليه بکار رفته در پارچه هاي کرباس ابريشم و پنبه بوده است که پنبه را خود مردم کشت و تهيه مي کرده اند .

3- طناب بافي : طناب بافي از گذشته هاي بسيار دور در اندازه و طرح هاي مختلف رواج داشته است و تمام مواد اوليه آن حاصل دسترنج صاحبان اين حرفه بوده است . نخ آن از موي بز تهيه مي شده و بوسيله چند نفر مرد ماهر بافته مي شده است . اين کار بر خلاف قالي بافي کاملاً مردانه بوده است .

4-  کوزه گري : کوزه گري نيز در نشتيفان زماني از رونق برخوردار بوده است ولي صاحبان اين حرفه نتوانسته اند با نياز زمان خودشان را وفق دهند و نابود شدند . آنچه از اين هند سنتي بر جاي مانده و هنوز به کار خود ادامه مي دهد تنور مالي است . تنورهاي ساخته شده ديگر در نشتيفان کاربرد ندارد . به نظر نمي رسد که تنور مالي هم زمان زيادي دوام بياورد .

5-  کارگري : کارگري در حدود 15 تا 20 درصد از درآمد مردم نشتيفان را تشکيل مي دهد افرادي که زمين کشاورزي ندارند و يا زمين کشاورزي آنها نمي تواند هزينه هاي زندگيشان را تامين کند و همچنين نتوانسته اند در بين کاسب ها و راننده ها جاي پايي داشته باشند به ناچار به کارگري روي آورده اند کارگري بيشتر به دو صورت ديده مي شود . 1. کارگري دائمي 2. کارگري فصلي .

منظور از کارگري دائمي فعاليتي است مه در خود نشتيفان انجام مي شود که آن ها يا در کارهاي باغداري به نهالکاران کمک مي کنند و يا به کار بنايي مشغولند . کارگري فصلي هم به اين صورت است که کارگران از طريق مهاجرت در فصل هاي خاصي از سال که معمولاً بهار و تابستان مي باشد به ديگر نقاط کشور مي روند . در اين گروه عده بيشتري قرار مي گيرند که از کشاورزان خرده مالک تا دانش آموزان دبيرستاني را مي توان نام برد .

6-  داد و ستد ( تجارت ) : همان طوري که گفته شد از قديم الايام نشتيفان از نظر داد و ستد و تجارت کالا از جايگاه خاصي در منطقه برخوردار بوده است . در گذشته کاسب هاي دوره گرد ابتدا محصولات کشاورزي مثل گندم و نخود و فرآورده هاي دامي مثل پشم ، کرک و پوست را از روستاهاي اطراف جمع آوري مي کردند و سپس به کمک خورجين داران و کساني که بوسيله شتر به حمل کالا مشغول بودند که تعداد آن ها در روستا بالغ بر 400 نفر بوده به نواحي ديگر حمل مي کردند و در آن جا به فروش مي رسانند . مي توان گفت که اين تجار در تامين کالاهاي مورد نياز منطقه با توجه به آب و هواي خشک و کويري و مشکلات رفت و آمد نقش مهم و حياتي داشته اند . همچنين بايد اضافه کرد که اکثريت مردم نشتيفان يا به طور مستقيم به کار تجارت مشغولند و يا اينکه خدماتي را براي تجار انجام مي دهند .

 

 

 

نهادهاي اجتماعي

تعريف : نهادها يکي از عناصر اصلي تشکيل دهنده جامعه اند . نهاد خانواده ، نهاد آموزش و پرورش ، نهاد مذهب ، نهاد سياست و نهاد اقتصاد که به نهادهاي پنج گانه معروفند نهادهاي بنيادي يک جامعه به حساب مي آيند . هر نهاد کار کرد و مسئوليتهاي خاصي دارد . که به آن نهاد اختصاص يافته است .

گرايش هاي فطري و نيازها عامل اصلي تشکيل دهنده نهادها هستند . بنابراين نهاد « نظامي به نسبت پايدار و سازمان يافته از الگوهاي اجتماعي است که برخي رفتارهاي نظارت شده و  يکسان را با هدف بر آوردن نيازهاي اساسي جامعه در بر مي گيرد . »

نهادها به تناسب اهميت و کارکردهايشان به دو دسته تقسيم مي شوند :

1-    نهاد اوليه 2- نهاد ثانويه

نهادهاي اوليه : نهادهايي هستند که در زندگي تمام افراد جامعه از اهميت حياتي برخوردارند . و داراي عموميت اند و کارکرد آنها به گونه اي است که بدون آن زندگي دشوار يا غير ممکن است . مانند نهادهاي خانواده و اقتصاد . نهاد سياست و آموزش و پرورش را مي بايست از نهادهاي اوليه شمرد . ولو اينکه عموميت آن به اندازه نهاد خانواده و اقتصاد نيست . برخي نهادها در زندگي اجتماعي جامعه اهميت حياتي ندارند . مانند نهادهاي ورزشي ، تفريحي ، حمل و نقل و ... اين گونه نهادها را مي توان نهادهاي ثانويه يا سازمان ناميد . يکي از علل تشکيل  نهادها رفع نيازهاي مختلف انسان و تامين گرايش هاي فطري اوست . بنابراين برخي از نهادها ماديند و برخي از نهادها معنوي مي باشند . مثلاً از نهادهاي مادي مي توان اقتصاد و از نهادهاي مهنوي فرهنگ و مذهب را نام برد .

نهاد خانواده : خانواده پايه اصلي جامعه است و اين نهادي است که انسان پس از تولد به عضويت آن در مي آيد . در واقع نهاد خانواده زمينه ساز عضويت انسان در نهادهاي ديگر است . خانواده مهمترين تکيه گاه و محور زندگي اجتماعي است و رابطه فرد با نهاد خانواده هيچ وقت قطع نمي شود و از تولد تا مرگ ادامه دارد . خانواده را بر اساس الگوهاي خاص دسته بندي کرده اند که به اختصار در مورد هر يک توضيح مي دهيم .

خانواده پدر سالار و مادر سالار : زن و مرد بعد از ازدواج بايد مکاني را براي زندگي خويش انتخاب کنند . بنابراين ممکن است خانواده شوهر را براي اقامت برگزينند که در اين صورت خانواده را خانواده پدر مکان گويند . يا اينکه خانواده زن را براي زندگي انتخا کنند که اين خانواده را خانواده مادر مکان گويند . در اقامتگاه پدري معمولاً خانواده شوهر مسلط است . رسم اين است که مسن ترين مرد خانواده از اقتدار برخوردار است . و مهم ترين تصميمات را در خانواده او مي گيرد . نام خانوادگي زوج جديد از خانواده شوهر گرفته مي شود . به چنين خانواده اي خانواده پدر سالار نيز مي گويند .

در خانواده مادر مکان اقتدار ، نظارت وارث به خانواده زن تعلق دارد و اين نوع خانواده را مادر سالار مي گويند . با توجه به تعاريف ارائه شده مي توان گفت که خانواده در نشتيفان پدرسالار و پدر مکان مي باشد . يعني بعد از ازدواج زوج جديد در خانواده شوهر ساکن مي شود و اقتدار ، نظارت وارث به خانواده شوهر تعلق مي گيرد . و همچنين اين خانواده شهر است که خانواده نوبنياد را تحت حمايت خود مي گيرد و از نظر مادي و معنوي حمايت مي کند .

تک همسري و چند همسري : تک همسري عبارت است از ازدواج يک زن با يک مرد و اين شايع ترين صورت زناشوئي را تشکيل مي دهد . چند همسري از ازدواج يک شخص اعم از زن و مرد با بيش از يک همسر است . چند همسري ممکن است به دو صورت اتفاق افتد .

1.    چند شوهري : نوعي چند همسري است که با ازدواج يک زن با بيش از يک مرد را مشخص مي کند . چند شوهري در بين جوامع بسيار نادر است و در جوامعي معمول بوده که در آن زندگي بسيار دشوار ، زمين ناياب و نگهداشتن زنها با معذورات اقتصادي فراواني همراه بوده است . چند شوهري هم زمان در اسلام ممنوع و حرام است .

2.   چند زني : يکي از صورتهاي چند همسري است که ازدواج يک مرد با بيش از يک زن را مشخص مي کند . چند زني از گذشته هاي بسيار دور در مشرق زمين رواج داشته و امروزه هم ديده مي شود . در نشتيفان نيز چند زني رواج داشته و دارد . ولي امروزه مردم بيشتر تک همسري را ترجيح مي دهند .

علت رواج چند همسري در نشتيفان را مي توان بدعت دانستن طلاق دانست . بنابراين مرداني که نمي توانند با همسر خود تفاهم داشته باشند به جاي طلاق به ازدواج مجدد روي مي آورند . از طرفي مذهب سني ازدواج موقت را حرام مي داند و اين خود مي تواند علتي ديگر براي ازدواج چند همسري باشد . امروزه درست است که چند زني در نشتيفان کم ديده مي شود ولي در عوض آمار طلاق به صورت بي سابقه اي بالا رفته است .

درون همسري و برون همسري : از گذشته هاي بسيار دور ازدواج هاي درون گروهي در نشتيفان رواج داشته است . بخصوص ازدواج پسر عمو و دختر عمو از بقيه ازدواج هاي فاميلي بيشتر است و اين از فرهنگ و مذهب اين مردم سرچشمه مي گيرد که همان ازدواج حضرت علي (ع) با حضرت فاطمه (س)  است . امروزه بر اثر تبليغات بهداشتي از ازدواج فاميلي کاسته شده است . همچنين مردم ازدواج در خود نشتيفان را ترجيح مي دهند و در هر جايي که باشند براي ازدواج به نشتيفان بر مي گردند . تعداد ازدواج هايي که در بيرون از نشتيفان رخ داده است بسيار کم است . البته اين در مورد زن و مرد متفاوت است . تعداد زناني که از ازدواج برون گروهي ( خارج شهر ) کرده اند از تعداد مردان بيشتر است . و اين آمار همچنان رو به افزايش است .

خانواده هسته اي گسترده : خانواده هسته اي عبارت است از واحد خانوادگي بنياني که شامل شوهر ، زن و فرزندان است .

اينگونه واحد ها را گاهي « خانواده زن و شوهري » نيز مي نامند خانواده گسترده بر اساس مناسبات خوني : تعداد بيشماري از افراد ، از جمله والدين ، فرزندان ، پدر بزرگ ها و مادر بزرگها ، عمه ها ، عموها ، خاله ها ، پسر عموها ، دختر عموها ، عمه و دايي زاده ها را شامل مي شود . به اين خانواده گاهي خانواده « هم خون » نيز اطلاق مي شود . به طور کلي در مورد خانواده ها در نشتيفان مي توان گفت : که پسر پس از ازدواج در خانه پدري ساکن مي شود و تا مدتي را با خانواده پدري زندگي مي کند . بعد از به دنيا آمدن فرزندان اگر وضعيت مالي اجازه دهد خانواده جديد از خانواده پدري محل سکونت خود را جدا مي کند که معمولاً در زندگي خانه پدري است . البته خانواده هايي هم هستند که به صورت هسته اي از همان اول زندگي خود را شروع مي کنند .

نهاد آموزش و پرورش : نهاد آموزش و پرورش اگر چه آموزش و پرورش رسمي و نوين با افتتاح يک مدرسه ابتدايي در سال 1341 در نشتيفان آغاز شد ولي آموختن سواد و يادگيري قرآن و اصول دين و صرف و نحو عربي در مکتب خانه ها به صورت سنتي از قديم الايام رايج بوده است . اين مکتب خانه ها معمولاً در مساجد و توسط پيش نماز مسجد اداره مي شده است . قدمت آن را مي توان همزمان با ساخت اولين مسجد دانست . با شروع آموزش و پرورش نوين مراکز سنتي از بين رفت و با تاسيس يک مدرسه علوم ديني در سال 1356 به صورت متمرکز به کار خود ادامه داد . مدرسين اين مدرسه روحانيون هستند که علاوه بر تدريس اموز مذهبي در مواقعي حل اختلافات را نيز بر عهده دارند که به حوزه تعليم القرآن نشتيفان معروف است ، براي مردان بوده است . ولي چند سال است که بعضي از مسائل مذهبي و قرآن براي زنان تدريس مي شود . تمامي هزينه هاي اين مدرسه توسط کمک هاي مردمي و افراد خير تامين مي شود .

 

« جدول مشخصات مدارس نشتيفان »

سال تحصيلي 83-1382

رديف

نام مدرسه

تعداد دانش آموزان

سال تاسيس

1

دبستان پسرانه 22 بهمن

190

1341

2

دبستان دخترانه زين الدين

235

1341

3

مدرسه علوم ديني تعليم القرآن

120

1356

4

مدرسه راهنمايي شهيد نامجو

167

1357

5

دبستان پسرانه معراج

90

1362

6

دبستان دخترانه انديشه

100

1364

7

مدرسه راهنمايي خديجه کبري (س)

266

1365

8

دبستان شهيد طلايي

153

1367

9

دبستان دخترانه نيايش

43

1369

10

دبيرستان پسرانه خاتم الانبيا

180

1369

11

مدرسه راهنمايي پسرانه بنياد 15 خرداد

138

1374

12

دبيرستان دخترانه معرفت

152

1375

13

آزمايشگاه حکيم عمر خيام

-

1380

 

 

 

 

 

 

 

نهاد مذهب :

 در جامعه اسلامي دين تنها يک نهاد محسوب نمي شود . بلکه زير بناي همه نهادها است که در اقتصاد ، سياست و خانواده و حتي نهادهاي تفريحي نيز بر مبناي دين استواراست . تفاوت عمده اي که اين نهاد با ديگر نهادها دارد اين است که بر خلاف ديگر نهادها که در نتيجه پيچيده شدن زندگي اجتماعي و نيازها و گرايش هاي فطري آدمي توسط خود انسان ها ايجاد شده اند . دين مبتني بر وحي است . دين زمينه ايجاد برخي تشکيلات و سازمان هاي ويژه است که به مجموع آن نهاد مذهب مي گويند . تمام ساکنين نشتيفان از لحاظ مذهب اهل سنت و پيرو امام ابو حنيفه مي باشند که از پايبندي بالايي نسبت به اعتقادات و مراسم مختلف مذهبي برخوردارند . و پايگاه اصلي اين مراسم در مساجد است . مساجد در نشتيفان آنقدر زياد است که براي هر 100 خانوار يک مسجد موجود است . در تمام اين 12 مسجد نمازهاي پنجگانه به جماعت و نماز جمعه در مسجد جامع شيخ زين الدين برگزار مي گردد . نماز جمعه در نشتيفان از جايگاه خاصي برخوردار است . به طوري که همه مردم و حتي مردم روستاهاي اطراف در نماز جمعه شرکت مي کنند . علاوه بر مراسم عبادي مسائل مهم ديگري نيز در مسجدها مورد بررسي قرار مي گيرد . در اين جا به معرفي مساجد موجود در نشتيفان مي پردازيم .

1)      مسجد جامع شيخ زين الدين

2)     مسجد النبي (ص)

3)    مسجد حضرت محمد (ص)

4)    مسجد حضرت ابوبکر صديق (رض)

5)    مسجد حضرت عمر فاروق (رض)

6)     مسجد حضرت عثمان (رض)

7)    مسجد حضرت علي (ع)

8)    مسجد حضرت فاطمه (س)

9)     مسجد حضرت حمزه (رض)

10)  مسجد حضرت بلال (رض)

11)  مسجد حضرت ابراهيم (ع)

12) مسجد حوزه علميه تعليم القرآن

نهاد فرهنگ : فرهنگ مردم نشتيفان آن چنان با مذهب آميخته شده است که به سختي مي توان اين دو را از هم جدا دانست . مراسم و امور فرهنگي همه بر عهده روحانيت قرار دارد که در راس مذهب هستند . البته در اين امور فرهنگيان و شواري شهر هم نقش اساسي دارند . بنابراين نمي توان گفت نهاد فرهنگ و مذهب از هم جدا است .

نهاد اوقات فراغت : اوقات فراغت در نشتيفان هنوز سازماندهي نيافته است . آن چه مي توان گفت اين است که کودکان در وقت فراغت که همان تعطيلات تابستاني است به مکتب مي روند و به يادگيري قرآن مي پردازند . برنامه ريزي اين مکتب خانه ها از طرف روحانيت که همان تعطيلات تابستاني است به مکتب مي روند و به يادگيري قرآن مي پردازند . برنامه ريزي اين مکتب خانه ها از طرف روحانيت که همان نهاد مذهب است انجام مي شود . نوجوانان و جوانان به فعاليت هاي ورزشي که بيشتر همان بازي فوتبال است مي پردازند . ميان سالان هم در وقت بيکاري در جاهاي خاصي جمع مي شوند و به گفتگو با هم و نوعي بازي شبيه شطرنج مي پردازند . زنان خانه دار هم تنها وسيله اي که براي گذراندن وقت فراغت دارند تلويزيون است . واعقيت اين است که در نشتيفان وقت فراغت به معني واقعي آن وجود نداشته تا احساس نياز به برنامه ريزي براي گذراندن آن بشود و نهادي به نام نهاد اوقات فراغت بوجود آيد . البته به تازگي به انواع بازي هاي رايانه اي و عروسکي و وسايل نمايش فيلم نقش اساسي در گذراندن اوقات فراغت نوجوانان و جوانان دارد .